زمستانم اما عاشقانه بهار را انتظار مي کشم

گويا بهار آمده

شکوفه های درخت  آلوچه مي گويد

آري بهار آمده شايد

بهار

تابستان

پائيز

زمستان

در گذرند

 

بدون حضور نفسهايت فصل را چه معنايي است

 

سحر

ظهر

غروب

شب

مي گذرند

 

و من در ناباوري سقوط دستانت لحظات را به باد مي سپارم

 

پر مي شوم از درد و فرياد فرو مي خورم

 

سخت نيست که بيانديشي چرا اينگونه ام

 

بهار من    شکفتن لبخند مهربانت بود وقتي که شعر مي خواندم

 

ظهر تابستانم     گرمي نفسهايت بود وقتي که در سکوت بي انتهاي شب

 

 معصومانه در  خواب بودي

 

پائيز زيباي من      رقص گيسوان هزار رنگت بود آن زمان که باد

 

به نوازشت  می نشست

 

زمستان....

 

من اما به زمستان نيانديشيده بودم هرگز

 

ولي اکنون خود زمستانم      زمستاني بی رنگ  

 

روزهايم کوتاه    سرد و بي روح

 

و شبهايم به بلندي يلداي گيسوانت

 

 من اما به زمستان نيانديشيده بودم هرگز

 

باورم نيست اما به راستي  زمستانم انگار

 

من که بهار را مستانه مي پرستيدم

 

اين سردي تهي از محبت را نخواهم پذیرفت

اين تنهايي تلخ نااميد را نخواهم پذيرفت

 

ابرهاي سياه پردرد آسمان را تيره و تار کرده

من اما اين تيرگي زهر آلود را نخواهم پذيرفت

 

 

زمستانم            اما عاشقانه بهار را انتظار مي کشم

 

در انتظارم تا بيايي           تا بهار بيايد

 

تا بشکند يخهاي اندوهگين قلب

 

تا بشکفد دوباره خنده هايم

 

تا جوانه زند باز هم عشق

 

در انتظارم تا بيايي     تا بهار بيايد

 

تا گم شوم در دشت سحرانگيز نگاهت

 

تا باز هم بگشايي آغوش پر مهرت و من چون هميشه آرام گيرم

 

و تنها به بهار بيانديشم

 

در انتظارم ...

 

پ . ن :

سالی بهاری سرشار از ردپای عشق

 نهايت آرزوی اين دل خسته برا ی شما خوبان

 

فرياد دل خسته

 

/ 24 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جلالی

لطفا ايميل خودتون را چک کنيد.

جلالی

ديگه زحمت تاييد ندارين!

عزیز میلیون دلاری

بهار من شکفتن لبخند مهربانت بود وقتی که شعر می خواندم ....پر از احساس بود دوست عزیز

وحدت عالم

و تو امدی ای بهار ای مامن دل هزاران پرنده ی مهاجر که شايد معنای عشق را هنوز نمی دانند و تو خواهی رفت و ما پرنده ها در تکاپوی ... راکی عزيز احتياج به تشويق نيست چون خودت بر زيبايی نوشته هايت واقفی شاد باشی و افتابی شاهين

sanaz& sadegh

سلام خيلی ممنون که سر زدين.نوشتتون خيلی جالب بود.شماهم سال خوب و خوشی رو داشته باشيد

مصطفا

نسيم مهرگانی گل ميريخت بر گيسويت ... شکسته رونق گل دگر ز رنگ و بويت ... خزان رسيده بر دشت ... بهار و سبزه بگذشت ... بهار من کجايی

heni

دوست عزیز به روزم و خوشحالم میشم نظرتون را بدونم

خانه به دوش

خوش بهاری باشدت.ممنون از آمدنت.قابل دونستی.سرفراز باشي

Amir

سلام عزيز معذرت من شرمندم عزيز من مافرت هستم به خاطر همونم نميتونم درست و حسابی به کارای وبلاگ برسم انشالله فردا پس فردا ميرم شهر خودم از خجالتتون در ميام در مورد آهنگ هم گلم اگه زحمتی نيست برام آدرس ميلت رو بذار رو چشمم لينکش رو برات ميل ميزنم يا حق!!