باز هم قصه زيبای ديدار

باز هم قصه زيبای ديدار

 

باز هم نرسيدن به کوچه موعود    کنار آن ديوار

 

باز هم فرار از مشغله های پرتکرار

 

برای کشف واژه عشق ميان چشمان بيقرار

 

قلب چه پرشتاب می نوازد

 

سينه را قدرت مقابله نيست

 

چشمها نگران تر از هميشه

 

دستها لرزان اما اميدوار

 

خوب می دانند گرمی دستان تو چه شوری به پا خواهد کرد

 

  بی اختيار     می دوم      می دوم     می دوم 

 

دويدن   نه     پر می کشم

 

شوق ديدن سايه معشوق که خبر می دهد از لحظه وصال

 

عطش سيری ناپذير غرق گشتن در آن چشمان بی مثال

 

تصور بی پروای در آغوش کشيدن يک فرشته  هر لحظه  چون آرزويی بی زوال

 

به عرش می برد اين تن آميخته به درد را

 

پر می کشم   

 

نزديک و نزديک تر    بی تاب و بی تاب تر        واله و شيدا

 

..... و اما لحظه موعود

 

کنار می رود پرده خيال

 

چه  شورانگيز

 

باور استجابت آن همه دعا

آن همه آرزو

 

سخت است      اما چه شيرين

 

به تو می رسم

 

نگاهم غرق دريای پرخروش چشمانت

 

دستانم در حيرت آزمودن  گرمی دستان يک فرشته

 

وجودم در آتش تطهير کننده عشق       اسير

 

و اينک من به تو رسيده ام

 

تن خسته با تمام درماندگی وظيفه اش را به انجام رسانيده

 

جسم به پايان می رسد اکنون

 

و روح من سرمست از باده ديدار        از آن توست

 

شرابی نو بريز در جام هستی ام 

 

بگير و ببر از اين ملک بی مقدار

 

که عمريست خسته ام

 

از انتظار      انتظار بی وصال

 

وه که چه زيباست قصه اين ديدار

 

ديدار پاک بی مثال

 

تو بگذار  تا ابد بخوانم  اين قصه بی تکرار

 

وه  که چه زيباست  قصه اين ديدار .....

 

 

 

پ . ن  :  از لطف مدام دوستان خرسندم و سپاسگزار .

فرياد مانده در سينه تا ابد ...گهگاهی  گريزی می زنيم ..

تحفه ای ديگر ..

 

در پناه دادار آسمان 

 

فرياد دل خسته  

/ 19 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داود

کاش می شد در اين بهبوهه،حتی در رويا هم که شده اين چنين چيزی را ميديدم...

ژاله

دلم را ، در دستانت جا گذاشته ام، چه آرام و سبک ، تنم از کوچه می گذرد!

***

دوست من سخن شما درست است و اصلاح لازم رو در مورد (اوشو) در وبلاگم ايجاد کردم و اين اشتباه به اين دليل رخ داده که من تازه با اين فرد و نوشته هاش توی اينترنت آشنا شدم و نام آشو رو هم قبلا نشنيده بودم . اما مساله اينجاست که اگرچه برای اولين بار سخنش را خواندم . اما آشنايی بس عميق در درون خود با گفته هايش احساس کردم . نکته اين است که سخن و کلام حقيقی با وجود تمامی مخالفتها هميشه مخاطب خود را پيدا می کنه . راجع به احساسات درونيتون هم که شکی وجود نداره . ولی به نظر من سعی کنين تبلور اين احساسات به گونه ای باشه که تاثيری هدفمند بر ديگران داشته باشه . البته نمی دونم شايد من شعرای ديگه تونو نخوندم و قضاوتم درست نباشه. تنها ميخوام بگم يه شاعر آدم با احساسيه که از درون متحول شده و آثار تحولش به شکل شعر ديگران رو هم متحول می کنه ...

غریبه

سلام دوست عزیزم عید را پیشاپیش به شما و خانواده گرامیتان تبریک می گوییم امیدوارم که سال خوبی را پیش رو داشته باشی دوست عزیز من تصمیم گرفتم که به خاطر سال نو یک روز در میان آپ کنم تا هفتم فروردین خوشحال می شم اگه بهم سر بزنی موفق باشی بابای

آرین

سلام. متشکرم از اين که به وبلاگم سر زدی . تو هم وبلاگ زيبايی داری . منتظر نظرات زيبايت هستم . موفق باشی !

آرین

سلام. متشکرم از اين که به وبلاگم سر زدی . وبلاگ بسيار زيبايی داری . منتظر نظرات زيبايت هستم . موفق باشی !

amir

Salam Aziz Merc Az Inke Be Manam Sar Zadi

افشین پرورش

ممنون از اينکه آمدی دوست من... فعلا وضعيت مناسبی ندارم دوباره سر خواهم زد...

جم

دوست عزيز ... سال نو شما مبارک ... اميدوارم سالی سرشار از موفقيت . اميدواری و شادی داشته باشی و هميشه کامران و کامروا باشی ...

مروارید عرفان

سلام دوست عزيزم / منهم متقابلا آمدن بهار دل انگيز را صميمانه تبريک ميگويم وبرايت سالی سرشار از شادکامی وموفقيت آرزو دارم . شعرت زيبا ودلنشين است . ضمنا با تبادل لينک موافقم و خوشحال خواهم شد .