عاشقانه هایی بر باد... (1)

 شب غمبارتر از همیشه   فرا رسیده

دست نسیم گلهای باغچه رو نوازش می کنه

قرص ماه سکوت شب رو پرشکوه کرده

بلبل انگار لالایی می خونه برای جوی آب

باز هم من موندم و تنهایی و خیال تو و رنج...

آروم پنجره رو باز می کنم    تا خواب پروانه ها آشفته نشه

زل می زنم به نور ماه و کوه خاطرات رو  زیر و رو می کنم

و مثل هر شب تا خود صبح

اشک هدیه می کنم به دست پر عطوفت نسیم ...

/ 21 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیما

دوست خوبم سلام.عید خوش گذشت ایشالا.روزگار بر وفق مراد هست.چه خبرا؟من آپ کردم تشریف بیارین خیلی خوشحال می شم.

روابط عمومي

باسلام و عرض احترام خدمت شما دوست بزرگوار در ادامه سلسله جلسات نقد وبلاگها ، اين هفته با نقد وبلاگ (( ستايشگر )) ((http://www.setayeshgar62.blogfa.com )) در خدمت شما دوست گرامي هستيم. لذا بدينوسيله از جنابعالي جهت شرکت در اين جلسه دعوت بعمل مي آيد. پيشاپيش ازحضور گرم و صميمي شما تشكر و قدر داني مي شود . وعده ديدار ما : يکشنبه 18 / 01 / 1387- ساعت 17 الی 19 نشانی: خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي (يوسف آباد) - خيابان۲۱- پارک شفق فرهنگسراي دانشجو- سراي کتاب با تشکر [گل][گل]

اشک مهتاب

در کیمیاگری عشق در پی عصاره محبت در خاک دلها گشتم و یافتن آن زندگی ام را به جستجو برد. و آخر در حسرت نیافته هایم به عمر سوخته ام به دنبال..

عصر آفتاب

سلام دوست عزيز آپ كردم. از نظرات سازندتون بهره مندم كنيد. شاد باشيد

سیما

سلام.خوبی؟آپ نمی کنی...دلمون تنگ شد بابا....من آپ کردم دوباره بدو بیا...

عصر آفتاب

سلام دوست عزيز مرا از نظرات سازنده خود بي بهره مگذاريد. [لبخند]

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][خجالت]با من دوست میشی...؟ قول میدم موهاتو نکشم...اذیتت هم نکنم...من دوست خوبی میشم[چشمک]...وبلاگت خوبه ...بکگراندت هم خیلی قشنگه...اینجور عکسها را دوست دارم...

sykbu

باز من ماندم و بیابان بی آب و علف خوشا آن آخرین سراب