فریاد دل خسته

فریادها فرو می خوریم..اژدهای تفکر اما رهایمان نمی کند ..آتشی باید



نویسنده : فریاد دل خسته ; ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۳٠

نبايد باور کرد مرگ عشق را

نبايد باور کرد نيستی را      حسرت عاشق شدن را

آری شايد درست باشد بد زمانه ايست

 

شايد برای دوست داشتن وقت تنگ است

شايد برای محبت به سختی جايی پيدا شود

و شايد برای عاشقی......

 

اما نبايد باور کرد

 

دلهای بيدار هنورز هم تشنه اند

هنوز هم در پی محبتند حتی اگر محبت تنها نگاهی باشد معصوم و خالصانه

هنوز هم می توان در اين دشت سرمازده کورسويی از دوستی را ديد

 

اما ما کجائيم ؟ کجا ايستاده ايم ؟ آيا فراموش کرده ايم که آن نگاه می تواند نگاه ما   

باشد به سوی طفلی که ملتمسانه شاخه گلی به ما تعارف می کند ؟

او به ما گل می فروشد اما می تواند از ما محبت را خريدار باشد  محبتی که در جيبهايمان نيست ...!

در نگاه ماست

محبت      دوستی     عشق     تنها يک نگاه ؟

 

آری می تواند يک نگاه باشد

 

 

فرياد دل خسته