فریاد دل خسته

فریادها فرو می خوریم..اژدهای تفکر اما رهایمان نمی کند ..آتشی باید



نویسنده : فریاد دل خسته ; ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٢٤

چراغها  خاموش  

 پرده ها کشيده    

 در بسته  

 

سکوتی مطلق همچون پادشاهان ..سرمست پيروزی

حکمرانی می کند  بر اين خلوت به زنجير کشيده 

 

موريانه های هميشه يار  نيز در خوابند و بيصدا 

 

ورق های سفيد   تشنه سياه شدن

 

قلم  خشکيده در دست

 

سيل تفکر اما جاريست ..خروشان و خاموش

 

در اين  انديشه ام  

که چرا امشب  شبنم اشک بر دست نمی نشيند

تا قلم دليل نوشتن پيدا کند

...

 

فرياد دل خسته