فریاد دل خسته

فریادها فرو می خوریم..اژدهای تفکر اما رهایمان نمی کند ..آتشی باید


کجاست باران... :: ۱۳۸٧/۱۱/٦
سکوت پرده دار فریادهای ماست :: ۱۳۸٧/۱٠/۱٥
بوسه اشک :: ۱۳۸٧/٩/٢٩
خواب عجیب :: ۱۳۸٧/٩/۱۸
قلم خاموشست :: ۱۳۸٧/٩/٩
دو تا گل :: ۱۳۸٧/٩/٢
دروغ :: ۱۳۸٧/۸/٢۸
آن روز :: ۱۳۸٧/۸/۱٦
عاشقانه هایی بر باد... (1) :: ۱۳۸٦/۱٢/۱٧
دردی که می کشیم :: ۱۳۸٦/۱۱/٢٦
... :: ۱۳۸٦/٢/٢٦
فرياد.... :: ۱۳۸٥/۸/٥
شايد آن دور ها ... :: ۱۳۸٥/٧/٩
شاید این صبح .... :: ۱۳۸٥/٦/٢٦
شهر من ... :: ۱۳۸٥/٦/۱٩
تلخی بازگشت ... :: ۱۳۸٥/٦/۱٥
از کنار هم می گذريم ... :: ۱۳۸٥/٢/۱٠
قلم ...خاموشست :: ۱۳۸٥/۱/٢٤
درد :: ۱۳۸٥/۱/۱٦
عاشق ترانه خون :: ۱۳۸٥/۱/٩
زمستانم اما عاشقانه بهار را انتظار مي کشم :: ۱۳۸٥/۱/٢
باز هم قصه زيبای ديدار :: ۱۳۸٤/۱٢/٢٥
شب .....اين شب با شکوه :: ۱۳۸٤/۱٢/٢۱
پرواز :: ۱۳۸٤/۱٢/۱٧
در سکوتی خشمگین به توفان فردا می انديشم :: ۱۳۸٤/۱٢/۱٥
تا عشق باقيست.... :: ۱۳۸٤/۱٢/۱۱
باد اين با وفای هميشه :: ۱۳۸٤/۱٢/٩
خيلی خسته ام :: ۱۳۸٤/۱٢/٥
نبايد باور کرد :: ۱۳۸٤/۱۱/۳٠
سكوت پرده دار فريادهای ماست :: ۱۳۸٤/۱۱/٢٩
فرياد دل خسته :: ۱۳۸٤/۱۱/٢٩