فریاد دل خسته

فریادها فرو می خوریم..اژدهای تفکر اما رهایمان نمی کند ..آتشی باید



نویسنده : فریاد دل خسته ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٧

 شب غمبارتر از همیشه   فرا رسیده

دست نسیم گلهای باغچه رو نوازش می کنه

قرص ماه سکوت شب رو پرشکوه کرده

بلبل انگار لالایی می خونه برای جوی آب

باز هم من موندم و تنهایی و خیال تو و رنج...

آروم پنجره رو باز می کنم    تا خواب پروانه ها آشفته نشه

زل می زنم به نور ماه و کوه خاطرات رو  زیر و رو می کنم

و مثل هر شب تا خود صبح

اشک هدیه می کنم به دست پر عطوفت نسیم ...